بعضي وقت ها هم معلق مي شوم.
همينطوري.... انگار كه ميان آسمان و زمينم و بدتر از آن اصلا نمي دانم چه مي خواهم! و هراسم اين بار از همين است.روزهايم شب مي شود مثل ديروز ، برخلاف اين سالها و حس دوگانه ايست براي من...شايدم بايد خودشان بيايند، مثل خيلي چيزهاي ديگر كه خودشان آمدند....دلهره ام بيشتر مي شود اگر فكر كنم كه همه ي گشتن ها بيهوده بوده است و بايد خودش بيايد!
ترجيح مي دهم همچنان در پي اش باشم.كسي خبر دارد كجاست؟ چه روزهاي درهمي است...
نوشته شده توسط شیما فرزادمنش در پنجشنبه 16 آبان1387 |
درباره وبلاگ
"اعصار تاريخي همواره با پيشرفت در امر آزادي زن مي تواند تعيين گردد.چرا كه در اينجا ، يعني در رابطه ي زن و مرد است كه رابطه ي ضعيف و قوي و پيروزي انسان بر قساوت از همه جا آشكارتر است.ميزان آزادي زن معيار سنجش طبيعي آزادي، به مفهوم عام آن است. تحقير زن ، يكي از مشخصات اساسي تمدن است.همانطور كه مشخصه ي اساسي بربريت نيز هست.تفاوت تنها در آن است كه در نظام متمدن هر كار زشتي را كه در بربريت به شكل ساده اش صورت مي گرفت، به شكل پيچيده، مبهم و دو پهلو در مي آورد.هيچكس شديدتر از خود مرد با اسارت زن مجازات نمي شود." ""خانواده مقدس/ كارل ماركس""
تا آزادی عاليه اقدام دوست، روناک صفارزاده، هانا عبدی، منصور اسانلو و تمام آنان...تمام انان که در جای جای این سرزمین به جرم اندیشه در زندانند و دیگر حسابشان از دستمان خارج است!!